شمس سراج عفيف

512

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

قيامت قائم شود جميع مساجد عالم را نقره‌گين كنند - و در جنت برند - بعده قيامت قائم گردد - آمنا و صدقنا - زهى عظمت مساجد لقوله عليه الصلاة و السلام من بني مسجدا لله بني الله له قصرا فى الجنة - چنانچه شيخ سعدي فرموده * * بيت * * در دار فنا سراي عمارت نميكنند * * * بشتات تا عمارت كار بقا كنيم * [ مشغوليء سيوم حضرت سلطان فيروز شاه را انصاف دادن مظلومان بود ] درين كار چون تاجداران اهل تبار كوشش بيش مينمود - چون شخصي در عين سواريء شهرياري عرض داشت احوال اموال خود دادي و شرح حالت خويش بازنمودي در محلي كه آن حاجتمند عرض داشت ميداد حضرت شاه با مكنت پادشاهي همدران محل عنان خنگ دولت ميكشيد - و آن شخص را نزديك خود ميطلبيد - عرض او به تمام ميشنيد - بعده فرمان ميفرمود اي مسكين چندين دواوين بر آئين سلاطين پيشين براي اتمام كار حاجتمندان غمگين تعين كرده‌ام تو عرض خود بر ايشان نگفته - اگر آن شخص بازنمودي كه بارها از آثار اين گفتارها بر ايشان گفتم - و جوهر گوهر اندوه خود سفتم - چون اهمال و اغفال ايشان بسيار ديدم بعده پيش بندگيء تخت بازنمودم درين محل حضرت شاه فيروز اصحاب آن دواوين را پيش خويش طلبيدي - بر ايشان زجر بسيار كردي - و حاجت آن